Google+ Followers

۱۳۹۴ بهمن ۲۴, شنبه

روز تعطیل دورهمی طوری بود. همه جمع شده بودند. حال آدم خوب می شود وقتی  از سفر برگشته ها کلی خاطره دارند که برای هم بگویند و خوبتر می شوی وقتی می بینی زنی روز تولدش شاد است. وقتی می چرخید دور سالن حس کردم زن یعنی شادی و من اگر مرد بودم حتمن زن شادی را به همراهی انتخاب می کردم. من نشسته بودم روی چرخون دو نفره. قبل ترش حسابی محکم و رسا چرخیده بودم. انقدری که مرد را انگار مثل پیچک به تنش پیچیده بودم. کاش همه زنان سرزمین من یاد بگیرند روز تولدشان شاد باشند و یاد بگیرد این دور فلک را خوش چرخ بزنند. قرار شد یک شب به صرف شام از سفر برگشته ها جمع شوند خانه و بگویند برای هم که چه خام بودند و پخته شدند. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر